تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحيم
vekalat

دنیای مدرن توسعه ی سنت و نقادی جدی آن توسط متفکران مدرنیته بود و این توسعه تنها در شئون مادی جوامع بشری جاری و همه گیر نشد  بلکه مذهب اخلاق فرهنگ و روابط فردی و اجتماعی را نیز در برگفت . در این توسعه معتقدین و علاقمندان به مذهب هم که سیل بنیان کن مدرنیته و مفاهیم قداست زدای آن نهادهای فکری ایشان را به شدت تهدید و تحدید می کرد در مقابل عباراتی همچون شجاعت دانستن داشته باش شاهد این بودند که هرچه سخت بود و محکم دود میشد و به هوا می رفت . آری مفاهیم دینی هم برای باقی ماندن می بایست مورد بازاندیشی و گفتمان مجدد قرار می گرفت تا انسان دیرباور امروز را قانع کند . انسانی که در دنیای قبل بسیار راحت می پذیرفت و تسلیم می شد اکنون بسیار سخت تر مفاهیم متافیزیکی و دینی را قبول می کرد. ایمان متاع بازار سنت بود و این کالا در دنیای مدرن خریداری نداشت . انسان مدرن دیرتر ایمان می آورد معیار صدق و کذب را علم و روش های علمی می دانست یا عقل خود بنیان روشنگری پس به آسانی سرتسلیم در مقابل آراء مذهب پایین نمی آورد و چه بسا برای اینکه اتوریته عالمان دین تنها از او ایمان و انقیاد می خواست عطای دین را به لقای آن بخشید و با آن خداحافظی کرد .

در ایران شاید از زمان قاجار نواندیشان دینی به بازسازی مفاهیم و دستگاه فکری دینی پرداختند . شاید به راحتی نتوان این گروه و علایق یا وظایف ایشان را تحدید کرد یا تعریف دقیق از  آن به دست داد اما به صورت بسیار مختصر روشنفکران دینی افرادی بودند که هم دغدغه دین و مفاهیم و مناسک دین را داشتند و  دین را هادی و راهنمای همه اعصار و حتی عصر ما می دانستند و هم با مقتضیات دنیای جدید پیشرفت علوم حقوق شهروندی آزادی بیان تساهل و لیبرالیسم اعلامیه حقوق بشر آشنا و حتی دلبسته آنها نیز بودند .

روشنفکران دینی با روایت های مدرن و انسان گرایانه از مفاهیم سنتی مانند خدا و وحی و .... سعی دارند تا این مفاهیم را همچنان زنده و الهام بخش به نسل های جدید بمانند و امکان دین ورز بودن در یک راه میانه بین سنت بنیادگرایی و بی دینی که با همه ی ایشان هم متفاوت است ارائه کنند .

از  زمان  پیدایش تفکرات دینی این گروه می بایست در سه جبهه مبارزه می کردند :

1)    از یک سو می بایست مشروعیت خویش را نزد سنت گرایانی اثبات می کردند که جز تلقی ها و برداشت ها و روش های سنتی از دین هیچ راه دیگری را برای دست یابی به هدایت و رحمت خداوند نمی شناختند . این گروه طیف گسترده ای از علمای مذهبی حوزه تا مکلاهایی که تحت عنوان روشنفکران سنت گرا (مانند دکتر نصر )را در بر می گیرد .

2)    از سوی دیگر مقبولیت به دست آورند نزد کسانی که هیچ دغدغه ی دین ندارند و دین و ملحقات سنتی آن را همراه دیگر مقتضیات عالم سنت در انباری وسایل مستعمل مدرنیته گذاشته اند .

3)    گروهی که ترکیب روشنفکری دینی را تناقضی آشکار در مفهوم روشنفکر (کسی که هیچ ملاحظه ای به غیر از عقلانیت و اندیشه ی انسانی بدون تعلق به دین یا حزب و گروه خاصی ندارد. ) و دینی (کسی که منقاد و مطاع به تعالیم و سرسپرده ی نوعی از دیانت است ) می دانند و بیشتر مایل هستند از ترکیب هایی همچون روشنفکر مسلمان یا متدینین روشنفکر استفاده کنند . ایشان  کار روشنفکران دینی را در حقیقت نوعی اصلاح دینی می دانند . (اندیشمندانی مانند استاد ملکیان )

اکنون بسیاری مایلند پروژه ی روشنفکری دینی را شکست خورده بدانند و عده ای دیگر معتقد به ناتمام بودن آن دارند که در ساحت اندیشه و تفکر می توان به اعتلا و رشد و پیشرفت آن پرداخت .

شاید می بایست امیدوار باشیم که این پروژه شکست نخورده باشد چرا که یکی از امیدواریهای جدی در آشتی دادن عقلانیت جدید و دین از میان خواهد رفت .

این نوشته ها صرفا گزارشی است از چرایی احساس ضرورت چنین تلفیقی نزد متفکران دینی و نیز گزارش مختصری از آرا و نظرات این متفکران از آغاز تا کنون . نظرات و انتقادات شما عزیزان در بیان نقاط ضعف و اشتباهات این نوشتار به هم اندیشی بیشتر در این باب و نیز روشن شدن جنبه های گوناگون حقیقت آن کمک خواهد کرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 1:11  توسط hooman haghighat doost  | 

لزوم عذر خواهي فرماندهي نيروي انتظامي
وحيد رضا ابولبشري وكيل پايه يك دادگستري
چند صباحي از انتشار خبر تكاندهنده و زجر آور و عبرت آموزمربوط به فرمانده عالي رتبه نيروي انتظامي نمي گذرد، كه سكوت مشمئز كننده و يأس آور آحاد مسئولان و سياسيون در خصوص آن، تلخي انتشار اين خبر را دو چندان نموده است. خبري كه ابتداً و به رويه سابق به شدت تكذيب گرديد و سپس تلطيف گشت و النهايه چماقي شد به سر سئوال كنندگان كه چرا آن را بزرگ مي كنند؟ سئوال دقيقاً از اينجا آغاز مي گردد كه آيا اصولاً اين خبر بزرگ است؟ آيا اهميت كشف مفسد اجتماعي و اخلاقي بيشتر است يا مفسد اقتصادي؟ جواب هرچه باشد اين حقير در اين مقال اندك قصد واگويي درد دلهايي را دارد كه نمي داند به صواب است گفته شود يا نه اما طاقت از دست رفته است و دل اهل شكايت گشته است. اين حقير هرگز در اين مجال اندك قصد كالبدشكافي جامعه شناسانه و روانشناسانه اين اقدام محيرالعقول را نداشته و ندارد و هرچند اين كالبدشكافي را لازم مي داند قصد دارد سئوالي را مطرح نمايد كه مخاطب آن آحاد مسئولان و مسلمانان با غيرت اين مرز است و آن اينكه تلطيف و تصغير اين حادثه چه دردي را از صدها درد جامعه امروز ايران دوا مي كند؟ افرادي كه در پي درج مقاله موهن و ايهامي در نشريه اي با صدها تيتراژ به خيابانها مي ريزند و غيرت خود را با شعارهاي محكم و استوار نشان مي دهند اكنون كجايند تا در پي اين حادثه هولناك و تكاندهنده حداقل با آحاد جامعه همدردي نمايند؟؟ اين سكوت عمومي خبر از چه مي دهد؟ به راستي اگر اين پيشامد نيز مانند صدها خطاي ديگر بزرگان و ناديده گرفته شود و با ديده اغماض رد گردد پاسخ به عنوان امت محمد (ص)و شيعه علي (ع)به وجدانمان و محكمه عدل الهي چيست؟ آيا اين خبر تكاندهنده ارزش آن را نداشت تا نمايندگان مردم در خانه ملت براي يكبار و حتي نمايشي وزير كشور يا وزير اطلاعات يا فرمانده نيروي انتظامي و ... را فرا خوانده و در جلسه غير علني آن را بررسي نمايند؟؟ آيا اين اقدامات يك مقام عالي رتبه نيروي انتظامي ارزش درج يك عذرخواهي عمومي از ناحيه وزير كشور يا فرمانده نيروي انتظامي را نداشت؟ البته كه اين ملت هيچ گاه توقع اين گونه اقدامات التيام بخش را نداشته و ندارد و اما جالب نگاه حق به جانب مسئولان عالي رتبه نيروي انتظامي به اين مقوله است! شايسته است اگر ما به دنبال امنيت اجتماعي به مو و مانتوي افراد گير مي دهيم و بابت اين امور از برخي جوانان باز خواست نموده و تعهد كتبي مي گيريم و قصد داريم تا امنيت اجتماعي را به اين وسيله حاكم كنيم بايستي از آن سو نيز سردار احمدي مقدم و سردار رادان در خصوص عذرخواهي در پيشگاه نظام و مردم و به خصوص جوانان مسامحه ننمايند چرا كه اين امر يك تضاد آشكار ميان اهداف و اعمال صورت گرفته است. عذر خواهي فرماندهان محترم نيروي انتظامي از بابت خطا و عدم نظارتي است كه اين حادثه عجيب را موجب گشته است عذرخواهي و اميد به بخشش كمترين و كوچكترين اقدام مجموعه اين نيروي خدوم است در مقابل ملت و امت ايران اسلامي . بعد از عذر خواهي آنچه در حافظه تاريخي اين مرز و بوم باقي مي ماند نغمه اي است كه به گوش مردم سپرده مي شود لذاً عذرخواهي وسيله خفت نيست بلكه اسباب رحمت است. اما روي ديگر سخن اينجانب با مسئولان و سياسيون است، اصلاح طلب و يا اصولگرا ؟ سكوت در خصوص اين حادثه و بايكوت كردن خبري اين حادثه و گذشتن به قصد فراموشي اين پيشامد گناهي است نابخشودني، جفايي است به جواناني كه در معابر و گذرهها و مدارس و دانشگاهها اين سكوت را مصلحت شرعي پنداشته و نگاه خود را به مسئولين به گونه اي ديگر مي دوزند. اين حادثه به مراتب بدتر از فساد اقتصادي است چه اينكه اگر افساد اقتصادي پايه نظام را متزلزل مي كند فساد اخلاقي و اجتماعي پايه دين و دينداري را تباه و نابود مي سازد و قطعاً مصلحت معنايي جز اين دارد كه جرم عيان و آشكار يك بي قيد و بند را مسكوت گذاشته تا مثلاً خاطر جامعه مشوش نگردد؟ قطعاً خاطر اذهان جامعه با تأديب و مجازات قاطع اين گونه بي قيدان آرامش پيدا كرده و دستگاه قضا ملجا و پناهگاه و اقعي ستم ديدگان مي گردد. روي ديگر سخن اينجانب با دستگاه قضا و شخص دادستان تهران است كه آيا بهتر نبود همانگونه كه در خصوص جرائم كم اهميت تر از اين مورد به فوريت و با سخت ترين اقدامات برخورد صورت مي گيرد در اين مورد نيز با اعلام نظر صريح و موضعگيري شفاف و اقدامات سريع و اطلاع رساني دقيق موجبات التيام روح زخم خورده جامعه را موجب مي گشتيد؟ قطعاً فرصت هنوز باقي است و تحقيقات مقدماتي كامل و اطلاع رساني شفاف و عدم كتمان حقايق و تشكيل دادرسي عادلانه مي تواند مذاق همه ما را به طعم عدالت علوي و مجازات اسلامي آشناتر نمايد. اما در پايان اينجانب معتقد است كه اين پيشامد و حادثه در كنار همه تلخي و ناگواري درس عبرتي الهي است براي همه كساني كه با اقدامات عجولانه و افراطي قصد اصلاح يك روزه جامعه را دارند و اين پيام علي (ع) را براي همه نسلها در پي دارد كه «خيرالامور اوسطها»، همانگونه كه پير جماران بارها بارها اقدامات افراطي و تفريطي را نادرست و غلط مي دانست.
  
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 22:19  توسط hooman haghighat doost  | 

بیوگرافی خود را در اسرع وقت قرار میدهم و در حد توان علمی سوالات حقوقی را جواب خواهم داد.

سعی دارم در این وبلاگ بیشتر مشکلات جامعه ی حقوقی را بررسی و کنکاش کنم البته با راه حل معقول آن.

سعی دارم در روزهای آینده در خصوص کانون وکلا و وضعیت آن بنویسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 23:51  توسط hooman haghighat doost  | 

زندگي در دنياي امروز مقتضياتي دارد از جمله به روز بودن اطلاعات و ارتباط سريع با مخاطبين . 

ديروز روزنامه وسيله اي بود براي تبادل افكار و امروز وبلاگ جايگزين آن شده است و آنچه اهميّت دارد محتواي پست است نه نويسنده و نه عنوان آن .

في الحال قصد دارم بعد از يك دوره كوتاه كار در روزنامه و ارايه نه چندان دلچسب نظريات ، در محيطي جديد در جهت ارايه نظريات خودم در خصوص جامعه حقوقي ، وضعيت كانون وكلا و قوه قضاييه تقديم كنم.

و من الله التوفيق.ا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 22:19  توسط hooman haghighat doost  |